من از گيليران شاكي ام چرا وبلاگمو به اين حال و روز در آورده ؟؟؟؟ آخه مگه چن تا قالب پاييز هست كه اين يكي رو هم يه اين شكل در بيارن... نمي دونم بايد چيكار كنم، حالم بدجوري گرفته... فعلا" كه دارم دنبال يك قالب ديگه مي گردم بلكه پيدا شه... تا حالا فقط يك پاييز سرخ پيدا كردم كه ... به نظرم زياد جالب نبود ولي اگه قالب ديگه اي پيدا نشه مجبورم همونو بذارم. دعا كنين بتونم يه قالب خوشگل پاييزي پيدا كنم ... پاييز معترض
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط پاییز |
دلم مي خواد اونقدر توان داشتم كه ماه نقره اي آسمونو آب مي كردم و جاي جوهر تو خودكارم مي ريختم تا كلماتم نوراني شه. اي كاش مي شد ستاره ها رو بغل بغل از آسمون شباي پر ستاره مي چيدم و توي وبلاگم مي ذاشتم تا اين متن جلاي بهتري پيدا كنه و درخشان تر شه. دلم مي خواد كلماتم عطر گلاي بهشتو مي داد. دلم مي خواست از پشت قشنگ ترين آواز شاپركا كه لابه لاي گلا و چمنا مي رقصن، از بين قشنگترين آواي رودخونه ها و آبشارا، از لاي عطر ياس و مريم و نسترن، آروم زير گوشت زمزمه كنم: شاديت مستدام و هميشگي باد پاييز
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط پاییز |